تبلیغات
آفرینش تجربه ها - در ستایش رفتار و افراد (1)

میپردازم اینجا به مدیریت، گاه کارآفرینی گاه تجربیاتم گاه افکارم گاه دلنوشته هایم.. خلاصه بگویم: اینجا مینویسم از گذر زندگیم

در ستایش رفتار و افراد (1)

تاریخ:یکشنبه 25 فروردین 1392-04:01 ب.ظ

درب منزل را باز کردم میخواستم بیایم بیرون دیدم دقیقا جلوی درب منزل دوچرخه پارک کرده اند.. مردی آن طرف در صف ایستاده بود... دوچرخه مال او نبود... آمد جلو دوچرخه را جابه جا کرد تا بتوانم بیرون بیایم...

میخواستم بروم داخل کلاس... او هم عجله داشت... ایستاد و گفت شما مقدم ترید...

اتوبوس شلوغ بود... پر از پر! این بار تعداد پسرها بیشتر! من تقریبا لب مرز بودم... محترمانه درحالی که سعی میکرد فشار جمعیت او را به این سمت نکشاند گفت "خانم محترم من تمام سعیم را میکنم اگر اذیت شدید و میشوید ببخشید" و تا ایستگاه آخر (خوابگاه) فاصله قانونی با ممارست حفظ شد...

بیرون دانشگاه.. اتوبوس شلوغ بود... تعداد خانمها به حدی بود که بینابین صندلی آقایان هم ایستاده بودند... آقایی بلند شد، ساکش را برداشت به خانمی گفت بنشینید... خودش رفت جلو ایستاد...

وقتی آرام هم میگفتی ببخشید بلند و با خوشرویی جواب میداد خواهش میکنم.. ورقه ی امتحانی میداد بلند میگفت ممنون سپاسگزار... با همه اینطور بود... از ادبش میشد درس گرفت...

اتوبوس دانشگاه بود... در برگشت از نماز جمعه.. همه دانشجو... خانمی منتظر بود بیرون دست تکان داد.. اتوبوس ایتاد.. سوار شد.. چندکی که گذشت دخترک بلند شد گفت شما بنشینید..



نوع مطلب : دانشجویی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:30 ب.ظ
An interesting discussion is worth comment. There's no doubt that
that you should publish more about this subject, it may not be a taboo subject but
typically folks don't talk about these topics. To the next!
Many thanks!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo