تبلیغات
آفرینش تجربه ها - مشتری مداری یا مدارای مشتری؟!

میپردازم اینجا به مدیریت، گاه کارآفرینی گاه تجربیاتم گاه افکارم گاه دلنوشته هایم.. خلاصه بگویم: اینجا مینویسم از گذر زندگیم

مشتری مداری یا مدارای مشتری؟!

تاریخ:یکشنبه 8 اردیبهشت 1392-10:29 ق.ظ

میدانستم از مشتری مداری و شیفته و خدمتگزار مشتری بودن و پاداشاه بودنش.

اما همیشه راهی است بین دانستن و امکان عمل!

صحنه ی عمل که میشود گم میشوی بین هزار چیز، بین دردسرهایی که در کارت کشیده ای و کسانی که مسئولیتی دارند و چه مسئولیتی دارند و مکان و تبلیغات و مشکل استقبال، رقیب از آسمان نازل شده، هزینه ها و خسارتهای وروجک و مسئولین نا مسئول و هزار جور گرفتاری دیگر!

حالا رو به روی مشتری ایستاده ای آمده جلویش جان نداری بایستی چه برسد لبخند بزنی، بعد از کلی ور رفتن با کتاب میرود اخم میکنی که فلان فلان یک چیز میخریدی میرفتی! دوباره چشم میدوزی به پهنای کره خاکی و کسانی که نظری نثاری کنند! آدم ها میروند سرشان میچرخانند و باز میروند..

از قضا خدا حال زار میبیند، دو فرشته از جنس مشتری میفرستد خوب میخرند اما برای تخفیف دادن دست و پایت انگار می لرزد!

به بچه ها هم گفته ام، به مشتری نگاه کنید تا پانصد تخفیف بدهید، با مشتری راه بیایید و تلاش کنید راضی باشد.. به لبخندی که میزند تخفیف دهید! به اینکه به دوستانش معرفی کند تخفیف دهید. گرم بگیرید ببینید چه میخواهند دنبال چه هستند پیشنهاد دهید و اگر ممکن است در انتخاب اشتباه کند و در آینده پشیمان شود هشدار دهید حتی وقتی به ضرر درآمد کوتاه مدت است.

خودم به خودم نمره دهم در باب مشتری مداری از 20 میدهم 10 ، باید ذهن را خالی کرد و در آن واحد به مشتری فکر کرد.. آسان نیست.. ممکن هست..

همین!

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo