تبلیغات
آفرینش تجربه ها - گاو

میپردازم اینجا به مدیریت، گاه کارآفرینی گاه تجربیاتم گاه افکارم گاه دلنوشته هایم.. خلاصه بگویم: اینجا مینویسم از گذر زندگیم

گاو

تاریخ:دوشنبه 24 تیر 1392-05:51 ب.ظ

سوره ای هست به نام گاو یا به عربی بقره در قرآن.
داستان سر قتلی بود از ثروتمندان بنی اسرائیل. برای اینکه بفهمند علت چیه سراغ موسی علیه سلام میرن. موسی هم میگه یه گاو رو ذبح کنید و قسمتیش را به بدن مرده بزنید. به فرمان خدا حقایق آشکار میشه.

اما بنی اسرائل مدام از خصوصیات گاو میپرسند که در این مورد چطور در اون مورد ما شک داریم فلان خصوصیتش چیه.

در نهایت کار خیلی سخت شد و بالاخره پیدا شد ..


و با قیمت زیادی صاحبش رو راضی کردند و خریدند..

(آنچه خدا از داستان گفته در آیات 67-73 بقره امده.)

داستان گاو برای من مدتها عجیب بود و نامفهوم. تا اینکه فهمیدم زیاد هم عجیب نیست. 
چون دیدم ما هم در زندگی مون داستان گاو رو تکرار میکنیم. 
مدام بهانه می آریم که باید بدونیم فلان چیز به طور دقیقتر بهتره چطور باشه؟ فلان خصوصیتش چی باشه؟ ما چه کسب و کاری رو دقیقا بهتره راه بندازیم و به صورت دقیقتر بهتره چطور باشه چه کارکنانی بعد سراغ کارکنان. چطورها باشن؟ چطورها باشم و بعد اجرا کنم؟ اول چطورها یک برنامه بهتری بعد اجرا؟ چطورها؟! و تکرار میشه..

البته این اتفاق برای برخی شخصیتها بیشتر اتفاق می افته. برای مثال خودم. کسایی ایده آل گرا و کمال طلب هستند احتمالا چنین تجربه ای را بهتر دارند. جالبه بدونید بنی اسرائیل هم در زمینه ایده آل گرایی و بیشترین طلبی داستانهایی دارند تاریخی..

آیا ما دنبال جزئیاتی هستیم که فقط کار رو به حال ما سخت تر میکنه؟ داستان نوشتن طرح تجاری و استراتژی کسب و کار تا چه حد و چه زمانایی داستان خنده دار گاو رو تکرار میکنه؟

ساده است اما مهمه.


دنبالک ها: چه زمانی استارتاپ خود را استارت بزنیم؟  سادگی باقابلیت-گزاره ها 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 10:30 ب.ظ
I was able to find good info from your content.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo