تبلیغات
آفرینش تجربه ها - چرا خواستنیه؟!

میپردازم اینجا به مدیریت، گاه کارآفرینی گاه تجربیاتم گاه افکارم گاه دلنوشته هایم.. خلاصه بگویم: اینجا مینویسم از گذر زندگیم

چرا خواستنیه؟!

تاریخ:دوشنبه 7 مرداد 1392-09:28 ق.ظ

گاهی کتاب، کاغذیه

گاهی کتاب، زندگیه

گاهی کتاب ورق داره گاهی نه.

گاهی کتاب، طبیعته

گاهی کتاب، یه مرشده

گاهی کتاب سنش زیاده گاهی کم

گاهی کتاب بچه ی یه همسایه اس!

گاهی کتاب منم گاهی شما..

 

 

اهورا اسم فرزند کوچولوی همسایس. یک سالش نشده. خانوادگی بش میگیم مموشی! آخه وقتی خوابش میاد سرش رو به آدم میماله و با دستای کوچکش چشماش رو میماله، که یعنی دیگه خوابم میادا..

مدتی نبود، دلمون براش تنگ شد. جداقل همگی به این فکر میکردیم کاش زودتر برگرده. 

همسایه دو تا بچه داره و ما تنها به برگشتن اهوراچی فکر میکردیم! مموشی که جتی باید بش غذا داد راهش برد و یادش داد کلمات رو.. مموشی که جتی کلمات رو بلد نبود ولی رابطه صمیمی ایجاد میکرد. مموشی که جتی غذا نمیتونست بخوره کاری میکرد که غذایی براش جور کنیمو با ذوق بش غذا بدیم.. 

چرا یکی انقدر خواستنی میشه یکی دیگه بودن و نبودنش چندان مهم نیست یا بدتر بیشتر دلت بخواد نباشه تا باشه! 

و این شد کتاب، چرا مموشی انقدر خواستنیه!

این سوال مهم شد، چون برای ما آدما خواهی نخواهی مهمه که، بودنت مهم باشه ، نبودنت دعایی داشته باشه برای برگشتنت، کسایی باشن جایی که دوستت دارن و خوشجالیت رو بخوان، سعی کنن خوشجالت کنن و با خوشجالیت خودشون خوشجال بشن، و بودنت به دیگران انرژی بده و هیجان بیاره.

چیزی که ما انسانها در هر جایگاهی که باشیم دوست داریم به دست بیاریم، در جایگاه دختر، مرد، مدیر، نانوا، فروشنده، همسر، مادر، پدر، بنا، مهندس، پزشک، قصاب و ... 

 

1- بالاخره از پیش پدربزرگ مادربزرگش برگشتن و مموشی اومد شهرکرد! مادرم صبج اول صبج با ذوق رفت در خونه اشون. کوچولو رو برداشت و با کلی ذوق اومد خونه و اینجا چهارنفری دورش جمع شدیم! سعــــلام مَمــــــــــوشی. بیا بغل آقا، بیا بغل آجی، بیا بغل دادا! اون هم ذوووووووووق!!

·         یکبار دیگه در کشف علت ها میگم: اون هم ذووووووووووق! اگر ما از بودنش خوشجالیم اون بیشتر این اجساس رو ابراز میکنه.


2- خیلی از بچه ها خیلی سوسولن، به قول بچگیام شوشوله، یا به قولی، تیتیش مامانی یا همون نازک نارنجین، یا غالبا چیزی رو میخوان اگه ندی یا نبریش خیلی راجت گریه میکنن و شکوه و میزنن زیر گریه. مموشی، علتای گریه کردنش کمه و مشخص، یا خیلی گشنش شده، یا خیلی خوابش میاد، یا جاییش خیلی درد گرفته، یا تو پوشکش خیلی اذیت داره میشه! درنتیجه وقتی گریه میکنه ما میتونیم خیلی سریع چالش ناراجتیش رو برطرف میکنیم!

·         شوشول نیست! بیشتر اوقاتش خنده و هیجانه و اگر گریه کنه و نالاجت بشه(!) علتاش قابل پیشبینی و خیلی کمه!

 

همین دو تا علت یه کتاب قطورن برا یاد گرفتن.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
choc
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 02:43 ب.ظ
Wonderful article! This is the kind of information that are
supposed to be shared around the web. Shame on the search
engines for no longer positioning this submit upper! Come on over and discuss
with my website . Thanks =)
Can you have an operation to make you taller?
شنبه 25 شهریور 1396 03:04 ب.ظ
There is certainly a lot to find out about this issue.
I love all the points you've made.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo