تبلیغات
آفرینش تجربه ها - طنز زندگی !

میپردازم اینجا به مدیریت، گاه کارآفرینی گاه تجربیاتم گاه افکارم گاه دلنوشته هایم.. خلاصه بگویم: اینجا مینویسم از گذر زندگیم

طنز زندگی !

تاریخ:جمعه 19 مهر 1392-08:23 ب.ظ

بسم الله و سلام.

شعرواره ای گفتم، من از اصول شعر و شاعری چیز چندانی نمیدانم، سپید و نو فلان و بمان را، این سبک وزن دار نوشته ام را شعرواره میگویم یا شعر نما که اگر طبق اصول مرقوم نبود جسارت نشود اهل ادب و فضل را. در حالتی از طنز و استعاره اجتماعی است آن!

 

 

گذر کردم در شبی بر کوی بهارآلود بی زر و سیمان*

صدا کردم نوبهار مهر از درون جان ، از غمی کم کَمک، گریان

 

 

غنچه ای دیدم،

برگ پهنی رو، از زمین برداشت، حسرتی خورد و به خودش چسبوند

دلم می سوخت، روی برگای تازه و سبزش طفلکی می زد . .

به زنبوری گل نگاه میکرد، از کنارش رفت، حسرتی آهی

چندکی در پی، نگاهی زیرک و آرام بر پشه میکرد!

/ خدایا کاش می دانست ! /

 

 

گذر کردم به آن ور از، از این ور!

گیاهی سرفشان به تدبیری، خیالی و کمی رسم:

کمی لبخند و زیر چشم میگفت و یا یکسر با غر و استغفرالله و یا روزی با زوری و گاهکی نرم:

 تو زیبایی تو خوشبویی پس این کن طرح پوشش*!

و هر بار علتی بود و این بار هم جوابی باشد این چون:

کاری نکن، حرفی نزن، رویی نشان نده، تو چون فرزند من!

که چشمان مگس چند بعد باشد! و فکرش، رسم یک آواره باشد! . .

خدایا میگذاری من بخندم ؟ به این رسم ظواهر، خبر گویم چارلی جمع؟

طرح پوشش رنگا رنگ ، دمی شاه و دمی ماه و دمی خواه !!

/ هی های! ریشه مشکلات کاش بود به همین سادگی! /

 

 

 

کمی آن سو چه جانم سوخت

گلی افشان، بر سر غنچه و در کنار گلی زیبا و خوشبو

نگاهش بود بر آن سوی یه صفحه، چه احوالی چه آوازی، تو دانی

که گل واره هایی در طریقی از زندگانی، دهند آموزشی از جنس خالی

و فرزندی کناری در حوالی، به دست روزگار و چرخ فانی !

و گویند همچنان آن ها فرشته اند، ندارد اثر، دمی یک دم، دو سه چند دم فراغی*!

فقط تفریح است و تفریح است و حالی، فقط یک دم زمانی، ر و زگاری !!!

/ ر و زگاری /، خدا داند، چه جانم سوووخت، میداند!

 

 

 

کمی بالا، نگاهی میکنم شایدی روزنی باشد و روشنی راهی!

گلی این ور میکند چشمش به این گوی مجازی!

کمی آن ور، کسی دیگر، به آن گوی مجازی!

این طرف بیند، عسل را در بر یک هندوانه !

آن کسی دیگر، علف را در کنار هندوانه !!

آرام و چه پیوسته، مثال قور و آبی رو به داغی !! *

/ مگه خوابیم؟ مگه خوابیم ؟؟ نکنه که زیر خاکیم! /

 

 

 

خدایا دلی ده تواند نخندد

به این صحنه های درگیری دو زرگر بر سر زر

و  زر، زیر بقل در آن طرفتر !

و یا روی زمین یا آسمون در این طرفتر !

/ به نسخه، زیر در ، بالای در ، در پشت آن در* ! ! /

 

 

 

خدایا دلی ده ، خدایا دلی ده!

که این آخری را کجای دلم میتوانم گذارم؟

دانه های گل و بذر را می برند جایی، تدریس رویش بی خاک و آبی !

تدریس رویش بی خاک و آبی ! ! *

بی خاک و آبی !

بی خاک و آبی !

باز هم بگویم؟ 

/ بی خاک و آبی! /

 

 

 

سیمان: چیزی است که از آن در ساختمان سازی هااااا استفاده میشه!

پوشش: به پوشش و حجاب اعتقاد خاص و تام دارم اصلا بخاطر حجابم هدیه گرفتم از همان تذکر کنندگان و جمعکنندگان! ولی در عین حال به گیر دادن به حجاب نه، خدا وکیلی چقدر کارساز بود؟ به حجاب اعتقاد هست به گیـیـیییییر دادن به سبک پوشش لا ، اعتقاد به شمردنش جز مشکلات "ریشه" ای ابدا.

قور : یه آزمایش کردند روی قورباغه و موجودات دیگه. فکر کنم بدونید.. !

در : اگه گفتید چرا در؟ چون در بالاخره باز میشه. گاهی با کلید خردوفکر، گاهی با زمان، یا حداقل در روز قیامت!

تدریس . . . : بی خاک و آب را ، کاربردی نبودن آموزش و عدم هماهنگ آموزش و نیاز جامعه، بذار حرف نزنم تو این یکی دیگه بغض خنده ام میترکه !

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظر جناب عالی() 
How did the Achilles tendon get it's name?
شنبه 25 شهریور 1396 03:48 ب.ظ
Oh my goodness! Awesome article dude! Thank you so much,
However I am encountering troubles with your RSS. I don't understand the reason why I am unable
to subscribe to it. Is there anyone else getting the same RSS issues?
Anybody who knows the solution will you kindly respond?
Thanks!!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 06:31 ب.ظ
I could not refrain from commenting. Very well written!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo