تبلیغات
آفرینش تجربه ها - سرد بود

میپردازم اینجا به مدیریت، گاه کارآفرینی گاه تجربیاتم گاه افکارم گاه دلنوشته هایم.. خلاصه بگویم: اینجا مینویسم از گذر زندگیم

سرد بود

تاریخ:چهارشنبه 18 دی 1392-05:28 ب.ظ

صدای بلند نفس کشیدنش میومد.. گفتم احتمالا دویده نفس نفس میزنه.. چند دقیقه ای گذشت ولی هنوز صدای نفس نفس زدنش میومد. ... ماه امتحانات بود و هوا سرده سرد.. توی کتابخونه آزادگان دانشگاه.. جزوه بستم رفتم تا سر در بیارم چی شده .. پرسیدم.. یکی گفت دچار حمله عصبی شده.. نیم ساعت شد.. از بالای پله ها نگاه میکردم.. یه پسر .. روی زمین.. چشمام مات شده بود و تنها نگاه میکردم، نمیدونستم چیکار کنم آمبولانس اومد... دست و پاش را گرفتن.. بردند... سریع رفتم دم پنجره .. دور شدنش رو میدیدم.. یاد اتفاقات دیگه توی وقت امتحانات، افتادم... نیمه شبی که صدای جیغ ممتد دختری از اتاق هم کریدر ما میومد... یاد وقتی یکی از هم اتاقیام غش کرد.. یاد همین چند روز پیش که صدای یه دختر میومد داد میزد بیاید ک م ک و از بالای تخت پریدم پایین دویدم کریدر و دیدم یه دختر چشماش سفیدی رفته بود.. به یاد خودکشی توی دانشگاه صنعتی اصفهان... به سردی برفا فکر میکردم و سردی امتحانات.. امتحاناتی که نه درس زندگی میدن نه دانش کاربردی یاد ما میدن... دانشی که وقت فارغ التحصیلی میشه فهمید چیزی نبوده... فکر میکردم به تموم دلهره هایی که نباید باشه ولی هست.. سرد بود ... خیلی سرد...


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Where is the Achilles heel?
یکشنبه 26 شهریور 1396 05:46 ق.ظ
I savour, cause I discovered exactly what I used to be having a look for.
You have ended my 4 day lengthy hunt! God Bless you man. Have a nice day.
Bye
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 06:26 ق.ظ
You've made some really good points there. I checked on the
internet for additional information about the issue and found most people will go along with your
views on this web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo